پرسش های شما | پیوندها | مقالات | عکس و سند | آثار و کتاب ها | تازه های نشر | معرفی انتشارات | صفحه اصلي
اطلاعيه
اخبار
دیدگاه ها
معرفی نویسندگان
تماس با ما
در باره این برنامه
خواندنی
راهنما
معرفی مدیر انتشارات
تبليغات

 

 

 

 
کتاب(گياهان دارويي و مشکلات گوارشي (نگرشي بر تاثير گياهان دارويي بر روي مشکلات و اختلالات گوارشي) ) اثر(نويسندگان: عسکر قنبري عديوي مسلم فرخي برجويي فاطمه نريمان کاظم آقايي کامران عبداللهي دزّکي به زودي منتشر مي شود.)
انتشارات نيوشه آمادگي دارد پايان نامه هاي تحصيلي را با هماهنگي مولفان به صورت کتاب چاپ و منتشر نمايد،.
با هماهنگي انتشارات و ارسال کتاب از مولفان محترم، آثار انتشارات در سايت سراي اهل قلم معرفي مي شود.
انتشارات نيوشه آثار شعر و داستان شما را منتشر مي کند.
انتشارات نيوشه آثار درسي و کتاب هاي دانشگاهي شما استادان محترم را منتشر مي کند.
استفاده از مقالات و مطالب اين وبگاه با ذکر منبع و زمان بهره برداري، آزاد است.
اطلا عات سايت 
مهمانان سایت  

 

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
معرفی نویسندگان
موضوع : دکتر عباس قنبري عديوي
به نام خداوند جان و خرد کاربرگ(کارنامه) اجرايي، پژوهشي و علمي دکتر عبّاس قنبري عديوي • محل و تاريخ تولد: انديمشك – استان خوزستان - 1346 مدرك و رشته ي تحصيلي: دكتراي فيلولوژي (زبان و ادبيات فارسي- ادبيات عامه) تخصص و گرايش اصلي و مطالعاتي: زبان و ادبيات فارسي- فولكلورشناسي ( فرهنگ مردم) ، ادبيّات عامه و مطالعات عشايري و ايران شناسي • دانش آموخته تربيت معلم 1366 فرهنگي شاغل در آموزش وپرورش • مدرس مراكز دانشگاهي استان هاي چهارمحال و بختياري و اصفهان از 1376 تا کنون. • استاد راهنما، مشاور و داور پايان نامه هاي تحصيلي کارشناسي ارشد دانشگاههاي دولتي، پيام نور، آزاد اسلامي، صدا و سيما • کارشناس فرهنگي برنامه هاي راديويي و تلويزيوني • سرپرست بنياد ايران شناسي شعبه چهارمحال و بختياري • عضو انجمن بين المللي ايران شناسي • عضو پيوسته ي انجمن ترويج زبان فارسي • مولف 25 عنوان کتاب • کتاب خوان برتر کشور در رده بزرگ سالان • معلم نمونه کشور • معلم-مولف نمونه کشور • مدرس برتر دانشگاه علمي-کاربردي • مدير انتشارات نيوشه شهرکرد • مولف برگزيده عشاير کشور • مولف همکار دايره المعارف بزرگ اسلامي • مشاور فرهنگي استاندار چهارمحال و بختياري • سرپرست دانشگاه فرهنگيان(پرديس بحرالعلوم چهارمحال و بختياري) • مدير استاني پرديس هاي دانشگاه فرهنگيان استان چهارمحال و بختياري • معاون دانشجويي دانشگاه فرهنگيان کشور
موضوع : هوشنگ مصطفوي
به نام خداوند جان و خرد خلاصه اي از زندگي و شرح فعاليّت هاي اجرايي، پژوهشي و فرهنگي ايثارگران مولف نام و نام خانوادگي: هوشنگ مصطفوي فرزند: فريدون متولد: 15/2/ 1348 زادگاه: دوآب صمصامي، روستاي گِل سرخ، شهرستان کوهرنگ ( استان چهارمحال و بختياري) آزاده(29 ماه اسارت)، ايثارگر و جانباز35 درصد اسارت: 23/12/ 1366 دربندي خان(شاخ شميران) آزادي: 5/6/ 1365 آزادي از مرز خسروي مدرک و رشته ي تحصيلي: ليسانس روان شناسي باليني( 1378 – دانشگاه اصفهان)، دانشجوي کارشناسي ارشد تاريخ تشيّع دانشگاه پيام نور قم(1390 ) تحصيلات حوزوي: سطح يک مسووليّت هاي فرهنگي و اجرايي : مدير مسوول و صاحب امتياز هفته نامه ي « نسيم» چهارمحال و بختياري(از اسفند 1378 تا کنون) بخشدار فارسان، 1372 تا 1374 مشاور فرهنگي دانشگاه اصفهان، 1376 تا 1378 مشاور استاندار چهارمحال و بختياري در امور ايثارگران، 1379 تا 1381 مديرکل بنياد جانبازان استان بوشهر، 1381 تا 1384 مشاور اجرايي استاندار چهارمحال و بختياري، 1384 تا 1385 آثار و تاليفات: کتاب از دربندي خان تا تکريت، 1390، چاپ اول، انتشارات نيوشه ي شهرکرد، شمارگان 3000 نسخه، قطع وزيري، نيمه رنگي. اين کتاب مجموعه ي خاطره هاي دوران اسارت مولف در اردوگاه هاي رژيم بعثي است. اين اثر شامل تلخ و شيرين هاي دوران اسارت و مقاومت دليرانه ي آزادگان سرافراز است. با احترام هوشنگ مصطفوي
موضوع : مصاحبه با جهان بخش تهماسبي
. درود و سپاس از فرصتي که به ما داده ايد تا در محضرتان باشيم. به نام خداوند جان و خرد / كزين برتر انديشه برنگذرد. درود و سپاس از فرصتي که به ما داده ايد تا در محضرتان باشيم. به نام خداوند جان و خرد / كزين برتر انديشه برنگذرد من هم به شما و خوانندگان ارجمند درود مي فرستم و از توجه شما به مسايل فرهنگي سپاس گزارم. 2. مختصري از خودتان، پيشينه تحصيلي و ادبي تان شرح دهيد. من،جهان بخش تهماسبي كهياني،متولد 1350،شهر لردگان. دوران ابتدايي را در آموزشگاه هاي نظام الملك و شهدا و دوران راهنمايي و متوسطه را – به ترتيب - در مدارس توحيد و شهدا ي لردگان گذراندم. سال 1369 در رشته ي زبان و ادبيات فارسي وارد تربيت معلم شهيد رجايي شهركرد شدم و1371 اولين سال معلّمي خود را در منطقه ي شليلِ اردل شروع كردم. 1376 از دانشگاه فرهنگيان شهركرد، مدرك كارشناسي زبان و ادبيات فارسي گرفتم و سال 1388، در كارشناسي ارشد همين رشته،از دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهركرد فارغ التحصيل شدم و اكنون نيز در دبيرستان هاي شهر لردگان مشغول به تدريس ام. 3. كتاب اوسانه ها، جرقه هاي نگارش آن و مسائلي که در اوسانه ها به آن پرداخته ايد: پيش از پاسخ به اين سؤال بايد توضيحي درباره ي واژه ي «اوسانه» بدهم. اين واژه بيان عاميانه اي است از واژه ي «افسانه» و به همين معناست. نخستين بار، زنده ياد، صادق هدايت چنين لفظي را براي كتاب خود به كار برد و آن را (اَوْسانه = ?avsâne) تلفظ مي كرد امّا امروزه برخي از اهل فن اين واژه را به صورت اَوسانه (?owsâne)هم تلفظ مي كنند. اما در پاسخ به پرسش شما بايد عرض كنم كه گردآوري افسانه هاي لري لردگان، نخستين بار در سال 1374،يعني زماني كه كارشناسي ادبيات مي خواندم،به وسيله ي جناب آقاي دكتر علي محمّدي جعفر آبادي به من پيشنهاد شد كه جا دارد از اين استاد عزيز يادي كنم و از آن تاريخ من با مطالعه پيرامون اين موضوع و طي مصاحبه هايي كه با راويان افسانه ها داشته ام، اين قصّه ها را با همان خوانش عوامانه، بي كم و كاست، ثبت و ضبط كرده ام و بالاخره حاصل كار، كتابِ حاضر شد. 4. اهميّت اوسانه ها چيست؟ ضرورت تأليف اين کتاب چه بود؟ به طور كلي گردآوري فولكلور( دانش عوام) يك منطقه از هر نوعش؛ مانند: افسانه ها،لالايي ها، سوگ سرودها، شعركارها، مثل ها، باورها، چيستان ها ووو همگي ارزشمند است چرا كه ما با مطالعه ي اين آثار به افكار، عقايد و آرزوهاي گذشتگانمان بيش تر پي خواهيم برد. در پشت اين افسانه ها و ساير شاخه هاي دانش عوام تاريخ و هوّيت ملي ما نهفته است و اين گونه آثار ما را با فرهنگ و آداب و رسوم گذشته ي خود پيوند مي دهد. هم چنين از ديگر ضرورت هاي تأليف اين كتاب پيش گيري از فراموشي بخشي از افسانه هاي رايج شهرستان و حفظ گويش و واژگان اصيل لري بوده است؛ هرچند كه براي رسيدن به چنين هدفي، همّت همه ي پژوهشگران لازم است زيرا حوزه ي دانش عوام بسيار گسترده است. 5. چه قدر طول کشيد تا اوسانه ها، جمع آوري ، تأليف و آماده ي چاپ شود؟ آغاز اين كار در واقع همان سال 1374 بوده است كه تا سال 1391 به درازا كشيده شد هر چند كه در اين مدّت وقفه هايي دركار ايجاد شده بود. 6. آيا زمان بيش تري نياز داشت؟ فکرمي کنيد لازم بود باز هم روي آن کار شود؟ خير. حتا اگر من پيوسته كار مي كردم زمان كم تري سپري مي شد.اين كتاب كار بيش تري نياز نداشت ولي همان طور كه اشاره شد شاخه هاي دانش عوام فراوان است و افسانه هاي شهرستان هم بيش از اين تعداد؛ بنابراين جاي كار در اين زمينه وجود دارد. در ضمن من در تأليف اين اثر سعي خودم را نمودم و قضاوت خوب و بد بودن آن با خوانندگان ارجمند است. 7.با كمال مسرّت شنيديم كه چاپ كتاب« اوسانه هاي لردگان» نهايي شد و به تازگي پخش شده است، لطفاً بفرماييد خوانندگان كجا مي توانند آن را تهيّه كنند؟ بله، اين كتاب اخيراً به بازار آمد و تا به حال در استان هاي خوزستان و چهارمحال و بختياري پخش شد و با يك مركز پخش در تهران راي زني شد كه از آن طريق براي ساير استان ها – به ويژه استان هاي زاگرس نشين– هم فرستاده شود. ضمناً در شهر لردگان مراكز پخش آن عبارتند از:كتاب فروشي انقلاب(بلوار شهدا)،كتاب فروشي هاي دانشجو و دانش(خ ولي عصر(عج)) و شهيد صيّاد شيرازي(خ عشاير). 8. ماجراي اين «ت» حادثه ساز تهماسبي به جاي طهماسبي که به نوعي ساختار شکني ادبي هم بوده چيست؟ عدّه اي آن را غلط املايي مي دانند! در باره ي اين كه چرا به جاي«طهماسبي»،«تهماسبي» نوشته ام؛ بايد عرض كنم نگارش درست اين واژه به همين صورت- «تهماسبي»- است زيرا اين يك واژه ي فارسي است كه از اصلِ «تهماسپ» باز مانده است و« در اوستايي توماسْپه و در پهلوي « تهماسپ =tuhmâsp » بوده است اين واژه از دو بخش تهم + اسپ ساخته شده به معناي «كسي كه اسب فربه و نيرومند دارد.» (ر.ك:نامه ي باستان، ميرجلال الدّين كزّازي، ج2،ص266) ساختار امروزي آن چنين است:(تَهم + اسب) + ي.مشابه اين واژه«تهمتن» است:تهم+ تن(كسي كه داراي تني نيرومند است.» يا واژه ي «تهمينه»:تهم +ينه(بانوي نيرومند).واژگان تهران توس نيز چون فارسي اند نبايد به صورت (طهران و طوس) نوشته شوند.بنابراين نوشتن اين واژه به صورت «طهماسبي» از بنيان نادرست مي باشد به دو دليل: يكي اين كه واژه ي مذكور فارسي است و «ط» از حروف عربي است و دوم اين كه با اين نگارش، ديگر معنايي نخواهد داشت؛ عكس اين را نيز سراغ داريم مثلاً«طاهر» يك واژه ي عربي است به معناي «پاكيزه» حال اگر كسي آن را با «ت» - كه از حروف فارسي ميانه(پهلوي) است- به صورت «تاهر» بنويسد چه معنايي خواهد داشت؟؟! خلاصه درگذشته كساني كه شناسنامه صادر مي كردند در اين مورد سهل انگاري كرده و شايد خود نيز علمِ به اين مطلب نداشته اند و امروزه «طهماسبي» به شكل يك غلط رايج است و به لحاظ املا و نگارش نادرست. 9. در روز، هفته و ماه چقدر مطالعه داريد؟ کتاب هاي مورد علاقه تان بيش تر از کدام نويسنده هاست؟ ميانگين روزي يك ساعت را مطالعه مي كنم و در هفته و ماه به نسبت بيش تر. كتاب هاي زبان شناسي فارسي و زبان هاي ايران باستان مانند آثار دكتر ژاله آموزگار و دكتر احمد تفضلي ولي در بوستان ادب،گزينش سخت است زيرا هر گُلِ آن بوي خاص خود را دارد و در نهايت بايد عرض كنم به آثار زنده ياد دكتر عبدالحسين زرين كوب، دكتر ميرجلال الدّين كزّازي، عبيد زاكاني، ايرج ميرزا و در زمينه ي شعر معاصر، به اشعار نيما يوشيج، احمد شاملو، سهراب سپهري، فروغ فرخ زاد و قيصر امين پور علاقه مندم. 10. يک کتاب که جهان بخش طهماسبي (ببخشيد!) تهماسبي به خواننده ها پيشنهاد مي کند که حتماً بخوانند؟ كتاب« ما چگونه ما شديم؟» از دكتر صادق زيبا كلام. 11. از ميان نويسندگان ايراني و خارجي – از هر گروه – سه تن را كه آثارشان خواندني تر است؛ نام ببريد. از ميان ايرانيان: 1. بديع الزمان فروزانفر 2. مجتبا مينوي 3. عبدالحسين زرين كوب. " " خارجي ها: 1. ويكتور هوگو 2. لئو تولستوي 3. جبران خليل جبران 12.از 100 اميتاز به کتاب اوسانه هاي لردگان چند امتياز مي دهيد؟ اجازه بفرماييد كه اين امتياز را خوانندگان به اوسانه ها بدهند. 13.کتاب هاي موجود در کتاب فروشي ها را ديده ايد، از همان ها که در ترمينال ها به وفور وجود دارد و فروش خوبي هم دارند! نظرتان در مورد اين کتاب ها چيست؟ به نظر من تنوع كتاب ها ايرادي ندارد. اين محتواي كتاب هاست كه وزن آن ها را مشخص مي كند. مهم اين است كه جامعه ي ما كتاب خوان هاي فراوان داشته و سرانه ي مطالعه در آن بالا باشد در ضمن بر اين باورم كه هر كتابي به يك بار خواندن مي ارزد. 14. مخاطب کتاب اوسانه هاي لردگان چه کسي است؟ اجازه مي خواهم قبل از پاسخ به اين پرسش به طور مختصر اين كتاب را معرفي كنم : موضوع اين كتاب فرهنگ عوام يا فولكلور(Folklor)است و شامل سي افسانه يا مَتَل رايج و شيرينِ لري با گويش مردم فرهنگ دوست شهرستان لردگان مي باشد كه آوانگاري شده و برگردان فارسي و تحليل هر كدام از آن ها نيز در پايانشان آمده است. افسانه(مَتَل)ها با توجه به موضوع و محتواي آن ها دسته بندي شده اند و در نوع خود نخستين مجموعه در باره ي افسانه هاي لري است. اما در پاسخ به پرسش شما بايد گفت كه اين كتاب به گونه اي تأليف شده كه هم پاسخ گوي نيازهاي پژوهشي دانشجويان باشد هم براي ساير مخاطبان – از گروه نوجوانان به بالا - مناسب. 15.چرا کتاب هاي ارزشمند مخاطب خاص دارند؟ به چند دليل: يكي اين كه داراي موضوع خاص اند. دوم اين كه محتواي علمي دارند. سوم چون در تأليف آن ها از روش هاي تحقيق آكادميك و علمي استفاده شده است. 16. مشکلات سر راه تأليف و نشر کتاب چيست ؟ تأليف يك كتاب – با همه ي دشواري ها _ به همّت و توان علمي نگارنده ي آن بستگي دارد اما نشر آن مشكلاتي دارد كه ممكن است در اختيار نگارنده نباشد به طور مثال يكي از اين مشكلات،گراني كاغذ و هزينه هاي سنگين آن است كه اين روزها اگر يك نويسنده از سوي نهادهاي فرهنگي حمايت نشود نمي تواند تأليف خود را به چاپ برساند. 17. درخواست شما از مسئولين امر چيست؟ من از مسئولان فرهنگي به ويژه دست اندركاران حوزه ي نشر كتاب خواهانم تا از افرادي كه كار فرهنگي مي كنند و دستي به قلم دارند؛ حمايت هاي مادي و معنوي خود را دريغ نفرمايند بلكه ايشان بتوانند با نشر آثار علمي – پژوهشي خود در رشد و تعالي فرهنگ جامعه اثرگذار باشند چرا كه اگر جامعه به بلوغ فرهنگي برسد ما كم تر شاهد ناهنجاري هاي اجتماعي و بزه كاري افراد خواهيم بود. 18. از تجربه هاي خود در چاپ كتاب براي نويسندگاني که قصد اين كار را دارند؛بگوييد. نويسندگي امر خجسته ايست و كارهاي پژوهشي – با همه ي دشواري ها – شيرين و جذابند. دوستاني كه علاقه دارند كتاب چاپ كنند نخست بايد موضوع مناسب انتخاب كنند. دوم توجّه داشته باشند كه كارشان براي رفع يك ضرورت و پاسخ گوي نياز جامعه باشد سوم اين كه اگر تحقيق ايشان در حوزه ي فولكلور است بايد مطالعه، دقّت و حوصله ي بسيار داشته باشند. 19.آيا حمايت دولتي و سازماني در چاپ اين کتاب وجود داشت؟ چه ارگان هايي مي توانستند حمايت کنند؟ اگر منظورتان پشتيباني مالي است، خير. تا به حال نهادهاي دولتي – عملاً- در چاپ و نشر اين كتاب حمايت مادي نداشته اند. البته يادآوري مي كنم كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و مدير كل محترم اين نهاد در استان- درحدّ توان- قول حمايت و مساعدت داده اند. علاوه بر نهادهاي ياد شده،كتاب خانه ي ملي، نهاد كتاب خانه هاي عمومي استان،فرمانداري و آموزش و پروش شهرستان مي توانند حمايت كنند.گرچه اين حمايت ها مي تواند مادي نه بلكه معنوي باشد زيرا كسي كه كار فرهنگي مي كند به دنبال سود و منفعت نيست بلكه هدف وي فراتر از مسايل مادي است. مثلاً همين مصاحبه ي آواي بختياري – در نوع خود - يك حمايت معنوي است. 20. سرگرمي هاي جهان بخش تهماسبي به عنوان يک نويسنده در اوقات فراغت چيست؟ بيش تر مطالعه،گاهي معاشرت هاي خويشاوندي و دوستانه و كمي تا قسمتي كوه پيمايي. 21. جوانان و نوجوانان، 5 کاري که بايد انجام دهند: 1.كوشش براي كسب دانش 2. ورزش كردن3.داشتن روحيه ي مطالعه و كمك به ارتقاي فرهنگ عمومي جامعه 4. داشتن عِرق ملي و مذهبي 5.كسب اعتماد به نفس و خودباوري. 22.حافظ، سعدي، مولوي و خيام، کدام را بيش تر دوست داريد؟ کدام جهاني تر است و کدام محبوب تر؟ بفرماييد كدام را دوست نداريد. پاسخ به اين پرسش برايم دشوار است چون هر چهار تن از بزرگان دوست داشتني ادب پارسي اند. ولي به نظر من خيام جهاني تر است و حافظ محبوب تر. 23. اگر ادبيات نبود،آيا اتفاقي مي افتاد؟ ادبيات - چه نثر چه نظم – محصول ظرافت و خلاقيّت ذوق هاي متعالي است اگر آثار ادبي نبود يعني ما اين همه افراد صاحب ذوق را نداشتيم. در ضمن اگر ادبيات نبود كُميت هنر و موسيقي نيز لنگ بود ولي خوش بختانه دنياي امروز ما پر از رمان، داستان، رمانس، داستانك و شعر خوب است كه همگي مايه ي تلطيف روح بشرند. 24. اهل موسيقي هستيد؟ از کدام خواننده ها بيش تر؟ بله. در موسيقي سنتي به كارهاي استاد بزرگ، محمّدرضا شجريان علاقه مندم و در موسيقي محلي به آثار زنده ياد استاد بهمن علاء الدّين(مسعود بختياري) و آقايان سينا سرلك،كورش اسدپور و علي تاجميري. 25. اگر جهان بخش تهماسبي وارد ادبيات نمي شد، چه رشته اي را انتخاب مي کرد؟ رشته ي حقوق. لازم است كه يادآوري كنم من در كنكور 1369 در رشته ي علوم انساني رتبه ي 512 را كسب كردم كه در اثر بي توجّهي خودم در انتخاب رشته،نتوانستم حقوق بخوانم و تقدير چنين شد كه معلّم بشوم و به اين شغل هم افتخار مي كنم. 26. از معلّمي و تدريس بگوييد،آيا علاقه اي به شغلتان داريد؟ چه قدر آن را در رشد فکريتان مؤثر مي دانستيد؟ همان طور كه اشاره كردم به معلّمي و تدريس زبان و ادبيات علاقه دارم زيرا آنچه مرا به سمت و سوي مطالعه مي كشاند يكي تدريس است و ديگر پرسش هاي ظريف علمي دانش آموزان عزيز. تأثير فراوان داشته است. 27. در انجمن داستان نويسي لردگان فعاليت مي کنيد؟ آيا آن را محيطي براي ارتقاي ادبيات شهرستان نمي دانيد؟ خير، چون از وجود چنين انجمني خبر نداشتم ولي باور دارم كه اگر انجمن هايي از اين دست با برنامه،هدفمند و فعّال باشند،اثر بخش خواهند بود. 28. ارتباطي با ساير نويسنده ها، هم کاران و هم فكرانتان در زمينه ي ادبيات شهرستان داريد؟ بله. با برخي از نويسندگان استان و بعضي از همكاران شهرستاني در رشته ي زبان و ادبيات فارسي هم فكري و تبادل تجربه هاي علمي و ادبي دارم. 29. يک انتقاد و يک پيشنهاد در زمينه ي رشد فرهنگ و ادب شهرستان به ويژه ادبيات، فرهنگ مطالعه و ... براي رسيدن به رشدِ مطالعه و بلوغ فرهنگي در شهرستان ما، عزم عمومي لازم است و همه بايد كمك كنند. در بخش دولتي علاوه بر فرهنگ و ارشاد اسلامي، نهادهايي هم چون آموزش و پرورش، دانشگاه و حتا نهادهاي مردمي مي توانند كاركردهاي قابل قبولي داشته باشند و اثر گذارتر باشند. بنابراين اگر همه ي ما چه بخش دولتي چه بخش خصوصي- به ويژه فرهنگيان و فرهيختگان شهرستان - خود را در برابر رشد فرهنگي شهرستان مسئول و متعهد بدانيم و به آنچه باور داريم عمل كنيم؛ شهرستان لردگان،در اين زمينه رشدي سريع و چشم گيري خواهد داشت.هم چنين انتظار مي رود كه نهادهاي فرهنگي براي رسيدن به اين هدف،برنامه ي مدوّن داشته باشند و با حمايت همه جانبه بسترهاي لازم را براي ارتقاي فرهنگ عمومي جامعه فراهم نمايند و از آنجا كه زير بناي رشد و توسعه ي هر جامعه اي فرهنگ آن مي باشد توجّه به مسايل فرهنگي اولويت نخست كارهايشان باشد. 30. هرکلمه را با يک کلمه يا تركيب جواب دهيد، يک دوئل با گلوله هايي از واژگان: شاهنامه: هويّت ملي سياست: پوچ لردگان: ديار مهرورزان هنر: خلاقيّت و زيبايي 31.يک بيت ناب: اجازه بفرماييد به جاي يك بيت، دو بيت ناب از حافظ كه مي تواند در نعت پيامبر اكرم(ص) باشد؛ تقديم كنم: « ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد / دلِ رميده ي ما را انيس و مونس شد نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد.» . كلام آخر: 32 شهرستان لردگان داراي مردمي خونگرم، فرهنگ دوست و اصيل است.تاريخي كهن دارد كه سرشار از حماسه و رشادت است و آداب و رسوم،گويش و سنت هايش بكر و دلپسند.همان گونه كه در كتاب اوسانه هاي لردگان اشاره كردم گويش لري ما بسيار كهن و دست نخورده است و با زبان فارسي ميانه(پهلوي ساساني)خويشاوند بنابراين از نسل جوان انتظار مي رود كه به چنين گويشي ببالند و آن را پاس بدارند چرا كه فرهنگ،آداب و رسوم، سنت ها، لباس و گويش ما هويّت ملي و حافظه ي تاريخي ما مي باشند و نبايد از فرهنگ و گذشته ي تاريخي خود فاصله بگيرم و از خانواده ها انتظار مي رود با كودكان و نوباوگان خود با همين گويش سخن بگويند و آن ها را منع نكنند چرا كه اگر ما به اين شيوه پيش برويم نسل هاي آينده ي ما با اين گويشِ كهن مأنوس نخواهند بود و از هويّت خود فاصله خواهند گرفت گر چه ياد گرفتن زبان فارسي – چه محاوره اي و چه معيار – لازم است اما يادگيري زبان فارسي نبايد موجب حذف گويش لري- كه خود شاخه اي از همين زبان است- شود. در پايان از توجّه شما و همكارانتان به بنده و كتاب اوسانه هاي لردگان سپاس گزارم و از تمام عزيزاني كه در پديد آمدن اين اثر سهمي داشته اند تشكر مي كنم و اين پژوهش پيش كشي است به تمام هم تبارانم. سپاس از ياريتان. بدرود. من هم به شما و خوانندگان ارجمند درود مي فرستم و از توجه شما به مسايل فرهنگي سپاس گزارم. 2. مختصري از خودتان، پيشينه تحصيلي و ادبي تان شرح دهيد. من،جهان بخش تهماسبي كهياني،متولد 1350،شهر لردگان. دوران ابتدايي را در آموزشگاه هاي نظام الملك و شهدا و دوران راهنمايي و متوسطه را – به ترتيب - در مدارس توحيد و شهدا ي لردگان گذراندم. سال 1369 در رشته ي زبان و ادبيات فارسي وارد تربيت معلم شهيد رجايي شهركرد شدم و1371 اولين سال معلّمي خود را در منطقه ي شليلِ اردل شروع كردم. 1376 از دانشگاه فرهنگيان شهركرد، مدرك كارشناسي زبان و ادبيات فارسي گرفتم و سال 1388، در كارشناسي ارشد همين رشته،از دانشگاه آزاد اسلامي واحد شهركرد فارغ التحصيل شدم و اكنون نيز در دبيرستان هاي شهر لردگان مشغول به تدريس ام. 3. كتاب اوسانه ها، جرقه هاي نگارش آن و مسائلي که در اوسانه ها به آن پرداخته ايد: پيش از پاسخ به اين سؤال بايد توضيحي درباره ي واژه ي «اوسانه» بدهم. اين واژه بيان عاميانه اي است از واژه ي «افسانه» و به همين معناست. نخستين بار، زنده ياد، صادق هدايت چنين لفظي را براي كتاب خود به كار برد و آن را (اَوْسانه = ?avsâne) تلفظ مي كرد امّا امروزه برخي از اهل فن اين واژه را به صورت اَوسانه (?owsâne)هم تلفظ مي كنند. اما در پاسخ به پرسش شما بايد عرض كنم كه گردآوري افسانه هاي لري لردگان، نخستين بار در سال 1374،يعني زماني كه كارشناسي ادبيات مي خواندم،به وسيله ي جناب آقاي دكتر علي محمّدي جعفر آبادي به من پيشنهاد شد كه جا دارد از اين استاد عزيز يادي كنم و از آن تاريخ من با مطالعه پيرامون اين موضوع و طي مصاحبه هايي كه با راويان افسانه ها داشته ام، اين قصّه ها را با همان خوانش عوامانه، بي كم و كاست، ثبت و ضبط كرده ام و بالاخره حاصل كار، كتابِ حاضر شد. 4. اهميّت اوسانه ها چيست؟ ضرورت تأليف اين کتاب چه بود؟ به طور كلي گردآوري فولكلور( دانش عوام) يك منطقه از هر نوعش؛ مانند: افسانه ها،لالايي ها، سوگ سرودها، شعركارها، مثل ها، باورها، چيستان ها ووو همگي ارزشمند است چرا كه ما با مطالعه ي اين آثار به افكار، عقايد و آرزوهاي گذشتگانمان بيش تر پي خواهيم برد. در پشت اين افسانه ها و ساير شاخه هاي دانش عوام تاريخ و هوّيت ملي ما نهفته است و اين گونه آثار ما را با فرهنگ و آداب و رسوم گذشته ي خود پيوند مي دهد. هم چنين از ديگر ضرورت هاي تأليف اين كتاب پيش گيري از فراموشي بخشي از افسانه هاي رايج شهرستان و حفظ گويش و واژگان اصيل لري بوده است؛ هرچند كه براي رسيدن به چنين هدفي، همّت همه ي پژوهشگران لازم است زيرا حوزه ي دانش عوام بسيار گسترده است. 5. چه قدر طول کشيد تا اوسانه ها، جمع آوري ، تأليف و آماده ي چاپ شود؟ آغاز اين كار در واقع همان سال 1374 بوده است كه تا سال 1391 به درازا كشيده شد هر چند كه در اين مدّت وقفه هايي دركار ايجاد شده بود. 6. آيا زمان بيش تري نياز داشت؟ فکرمي کنيد لازم بود باز هم روي آن کار شود؟ خير. حتا اگر من پيوسته كار مي كردم زمان كم تري سپري مي شد.اين كتاب كار بيش تري نياز نداشت ولي همان طور كه اشاره شد شاخه هاي دانش عوام فراوان است و افسانه هاي شهرستان هم بيش از اين تعداد؛ بنابراين جاي كار در اين زمينه وجود دارد. در ضمن من در تأليف اين اثر سعي خودم را نمودم و قضاوت خوب و بد بودن آن با خوانندگان ارجمند است. 7.با كمال مسرّت شنيديم كه چاپ كتاب« اوسانه هاي لردگان» نهايي شد و به تازگي پخش شده است، لطفاً بفرماييد خوانندگان كجا مي توانند آن را تهيّه كنند؟ بله، اين كتاب اخيراً به بازار آمد و تا به حال در استان هاي خوزستان و چهارمحال و بختياري پخش شد و با يك مركز پخش در تهران راي زني شد كه از آن طريق براي ساير استان ها – به ويژه استان هاي زاگرس نشين– هم فرستاده شود. ضمناً در شهر لردگان مراكز پخش آن عبارتند از:كتاب فروشي انقلاب(بلوار شهدا)،كتاب فروشي هاي دانشجو و دانش(خ ولي عصر(عج)) و شهيد صيّاد شيرازي(خ عشاير). 8. ماجراي اين «ت» حادثه ساز تهماسبي به جاي طهماسبي که به نوعي ساختار شکني ادبي هم بوده چيست؟ عدّه اي آن را غلط املايي مي دانند! در باره ي اين كه چرا به جاي«طهماسبي»،«تهماسبي» نوشته ام؛ بايد عرض كنم نگارش درست اين واژه به همين صورت- «تهماسبي»- است زيرا اين يك واژه ي فارسي است كه از اصلِ «تهماسپ» باز مانده است و« در اوستايي توماسْپه و در پهلوي « تهماسپ =tuhmâsp » بوده است اين واژه از دو بخش تهم + اسپ ساخته شده به معناي «كسي كه اسب فربه و نيرومند دارد.» (ر.ك:نامه ي باستان، ميرجلال الدّين كزّازي، ج2،ص266) ساختار امروزي آن چنين است:(تَهم + اسب) + ي.مشابه اين واژه«تهمتن» است:تهم+ تن(كسي كه داراي تني نيرومند است.» يا واژه ي «تهمينه»:تهم +ينه(بانوي نيرومند).واژگان تهران توس نيز چون فارسي اند نبايد به صورت (طهران و طوس) نوشته شوند.بنابراين نوشتن اين واژه به صورت «طهماسبي» از بنيان نادرست مي باشد به دو دليل: يكي اين كه واژه ي مذكور فارسي است و «ط» از حروف عربي است و دوم اين كه با اين نگارش، ديگر معنايي نخواهد داشت؛ عكس اين را نيز سراغ داريم مثلاً«طاهر» يك واژه ي عربي است به معناي «پاكيزه» حال اگر كسي آن را با «ت» - كه از حروف فارسي ميانه(پهلوي) است- به صورت «تاهر» بنويسد چه معنايي خواهد داشت؟؟! خلاصه درگذشته كساني كه شناسنامه صادر مي كردند در اين مورد سهل انگاري كرده و شايد خود نيز علمِ به اين مطلب نداشته اند و امروزه «طهماسبي» به شكل يك غلط رايج است و به لحاظ املا و نگارش نادرست. 9. در روز، هفته و ماه چقدر مطالعه داريد؟ کتاب هاي مورد علاقه تان بيش تر از کدام نويسنده هاست؟ ميانگين روزي يك ساعت را مطالعه مي كنم و در هفته و ماه به نسبت بيش تر. كتاب هاي زبان شناسي فارسي و زبان هاي ايران باستان مانند آثار دكتر ژاله آموزگار و دكتر احمد تفضلي ولي در بوستان ادب،گزينش سخت است زيرا هر گُلِ آن بوي خاص خود را دارد و در نهايت بايد عرض كنم به آثار زنده ياد دكتر عبدالحسين زرين كوب، دكتر ميرجلال الدّين كزّازي، عبيد زاكاني، ايرج ميرزا و در زمينه ي شعر معاصر، به اشعار نيما يوشيج، احمد شاملو، سهراب سپهري، فروغ فرخ زاد و قيصر امين پور علاقه مندم. 10. يک کتاب که جهان بخش طهماسبي (ببخشيد!) تهماسبي به خواننده ها پيشنهاد مي کند که حتماً بخوانند؟ كتاب« ما چگونه ما شديم؟» از دكتر صادق زيبا كلام. 11. از ميان نويسندگان ايراني و خارجي – از هر گروه – سه تن را كه آثارشان خواندني تر است؛ نام ببريد. از ميان ايرانيان: 1. بديع الزمان فروزانفر 2. مجتبا مينوي 3. عبدالحسين زرين كوب. " " خارجي ها: 1. ويكتور هوگو 2. لئو تولستوي 3. جبران خليل جبران 12.از 100 اميتاز به کتاب اوسانه هاي لردگان چند امتياز مي دهيد؟ اجازه بفرماييد كه اين امتياز را خوانندگان به اوسانه ها بدهند. 13.کتاب هاي موجود در کتاب فروشي ها را ديده ايد، از همان ها که در ترمينال ها به وفور وجود دارد و فروش خوبي هم دارند! نظرتان در مورد اين کتاب ها چيست؟ به نظر من تنوع كتاب ها ايرادي ندارد. اين محتواي كتاب هاست كه وزن آن ها را مشخص مي كند. مهم اين است كه جامعه ي ما كتاب خوان هاي فراوان داشته و سرانه ي مطالعه در آن بالا باشد در ضمن بر اين باورم كه هر كتابي به يك بار خواندن مي ارزد. 14. مخاطب کتاب اوسانه هاي لردگان چه کسي است؟ اجازه مي خواهم قبل از پاسخ به اين پرسش به طور مختصر اين كتاب را معرفي كنم : موضوع اين كتاب فرهنگ عوام يا فولكلور(Folklor)است و شامل سي افسانه يا مَتَل رايج و شيرينِ لري با گويش مردم فرهنگ دوست شهرستان لردگان مي باشد كه آوانگاري شده و برگردان فارسي و تحليل هر كدام از آن ها نيز در پايانشان آمده است. افسانه(مَتَل)ها با توجه به موضوع و محتواي آن ها دسته بندي شده اند و در نوع خود نخستين مجموعه در باره ي افسانه هاي لري است. اما در پاسخ به پرسش شما بايد گفت كه اين كتاب به گونه اي تأليف شده كه هم پاسخ گوي نيازهاي پژوهشي دانشجويان باشد هم براي ساير مخاطبان – از گروه نوجوانان به بالا - مناسب. 15.چرا کتاب هاي ارزشمند مخاطب خاص دارند؟ به چند دليل: يكي اين كه داراي موضوع خاص اند. دوم اين كه محتواي علمي دارند. سوم چون در تأليف آن ها از روش هاي تحقيق آكادميك و علمي استفاده شده است. 16. مشکلات سر راه تأليف و نشر کتاب چيست ؟ تأليف يك كتاب – با همه ي دشواري ها _ به همّت و توان علمي نگارنده ي آن بستگي دارد اما نشر آن مشكلاتي دارد كه ممكن است در اختيار نگارنده نباشد به طور مثال يكي از اين مشكلات،گراني كاغذ و هزينه هاي سنگين آن است كه اين روزها اگر يك نويسنده از سوي نهادهاي فرهنگي حمايت نشود نمي تواند تأليف خود را به چاپ برساند. 17. درخواست شما از مسئولين امر چيست؟ من از مسئولان فرهنگي به ويژه دست اندركاران حوزه ي نشر كتاب خواهانم تا از افرادي كه كار فرهنگي مي كنند و دستي به قلم دارند؛ حمايت هاي مادي و معنوي خود را دريغ نفرمايند بلكه ايشان بتوانند با نشر آثار علمي – پژوهشي خود در رشد و تعالي فرهنگ جامعه اثرگذار باشند چرا كه اگر جامعه به بلوغ فرهنگي برسد ما كم تر شاهد ناهنجاري هاي اجتماعي و بزه كاري افراد خواهيم بود. 18. از تجربه هاي خود در چاپ كتاب براي نويسندگاني که قصد اين كار را دارند؛بگوييد. نويسندگي امر خجسته ايست و كارهاي پژوهشي – با همه ي دشواري ها – شيرين و جذابند. دوستاني كه علاقه دارند كتاب چاپ كنند نخست بايد موضوع مناسب انتخاب كنند. دوم توجّه داشته باشند كه كارشان براي رفع يك ضرورت و پاسخ گوي نياز جامعه باشد سوم اين كه اگر تحقيق ايشان در حوزه ي فولكلور است بايد مطالعه، دقّت و حوصله ي بسيار داشته باشند. 19.آيا حمايت دولتي و سازماني در چاپ اين کتاب وجود داشت؟ چه ارگان هايي مي توانستند حمايت کنند؟ اگر منظورتان پشتيباني مالي است، خير. تا به حال نهادهاي دولتي – عملاً- در چاپ و نشر اين كتاب حمايت مادي نداشته اند. البته يادآوري مي كنم كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و مدير كل محترم اين نهاد در استان- درحدّ توان- قول حمايت و مساعدت داده اند. علاوه بر نهادهاي ياد شده،كتاب خانه ي ملي، نهاد كتاب خانه هاي عمومي استان،فرمانداري و آموزش و پروش شهرستان مي توانند حمايت كنند.گرچه اين حمايت ها مي تواند مادي نه بلكه معنوي باشد زيرا كسي كه كار فرهنگي مي كند به دنبال سود و منفعت نيست بلكه هدف وي فراتر از مسايل مادي است. مثلاً همين مصاحبه ي آواي بختياري – در نوع خود - يك حمايت معنوي است. 20. سرگرمي هاي جهان بخش تهماسبي به عنوان يک نويسنده در اوقات فراغت چيست؟ بيش تر مطالعه،گاهي معاشرت هاي خويشاوندي و دوستانه و كمي تا قسمتي كوه پيمايي. 21. جوانان و نوجوانان، 5 کاري که بايد انجام دهند: 1.كوشش براي كسب دانش 2. ورزش كردن3.داشتن روحيه ي مطالعه و كمك به ارتقاي فرهنگ عمومي جامعه 4. داشتن عِرق ملي و مذهبي 5.كسب اعتماد به نفس و خودباوري. 22.حافظ، سعدي، مولوي و خيام، کدام را بيش تر دوست داريد؟ کدام جهاني تر است و کدام محبوب تر؟ بفرماييد كدام را دوست نداريد. پاسخ به اين پرسش برايم دشوار است چون هر چهار تن از بزرگان دوست داشتني ادب پارسي اند. ولي به نظر من خيام جهاني تر است و حافظ محبوب تر. 23. اگر ادبيات نبود،آيا اتفاقي مي افتاد؟ ادبيات - چه نثر چه نظم – محصول ظرافت و خلاقيّت ذوق هاي متعالي است اگر آثار ادبي نبود يعني ما اين همه افراد صاحب ذوق را نداشتيم. در ضمن اگر ادبيات نبود كُميت هنر و موسيقي نيز لنگ بود ولي خوش بختانه دنياي امروز ما پر از رمان، داستان، رمانس، داستانك و شعر خوب است كه همگي مايه ي تلطيف روح بشرند. 24. اهل موسيقي هستيد؟ از کدام خواننده ها بيش تر؟ بله. در موسيقي سنتي به كارهاي استاد بزرگ، محمّدرضا شجريان علاقه مندم و در موسيقي محلي به آثار زنده ياد استاد بهمن علاء الدّين(مسعود بختياري) و آقايان سينا سرلك،كورش اسدپور و علي تاجميري. 25. اگر جهان بخش تهماسبي وارد ادبيات نمي شد، چه رشته اي را انتخاب مي کرد؟ رشته ي حقوق. لازم است كه يادآوري كنم من در كنكور 1369 در رشته ي علوم انساني رتبه ي 512 را كسب كردم كه در اثر بي توجّهي خودم در انتخاب رشته،نتوانستم حقوق بخوانم و تقدير چنين شد كه معلّم بشوم و به اين شغل هم افتخار مي كنم. 26. از معلّمي و تدريس بگوييد،آيا علاقه اي به شغلتان داريد؟ چه قدر آن را در رشد فکريتان مؤثر مي دانستيد؟ همان طور كه اشاره كردم به معلّمي و تدريس زبان و ادبيات علاقه دارم زيرا آنچه مرا به سمت و سوي مطالعه مي كشاند يكي تدريس است و ديگر پرسش هاي ظريف علمي دانش آموزان عزيز. تأثير فراوان داشته است. 27. در انجمن داستان نويسي لردگان فعاليت مي کنيد؟ آيا آن را محيطي براي ارتقاي ادبيات شهرستان نمي دانيد؟ خير، چون از وجود چنين انجمني خبر نداشتم ولي باور دارم كه اگر انجمن هايي از اين دست با برنامه،هدفمند و فعّال باشند،اثر بخش خواهند بود. 28. ارتباطي با ساير نويسنده ها، هم کاران و هم فكرانتان در زمينه ي ادبيات شهرستان داريد؟ بله. با برخي از نويسندگان استان و بعضي از همكاران شهرستاني در رشته ي زبان و ادبيات فارسي هم فكري و تبادل تجربه هاي علمي و ادبي دارم. 29. يک انتقاد و يک پيشنهاد در زمينه ي رشد فرهنگ و ادب شهرستان به ويژه ادبيات، فرهنگ مطالعه و ... براي رسيدن به رشدِ مطالعه و بلوغ فرهنگي در شهرستان ما، عزم عمومي لازم است و همه بايد كمك كنند. در بخش دولتي علاوه بر فرهنگ و ارشاد اسلامي، نهادهايي هم چون آموزش و پرورش، دانشگاه و حتا نهادهاي مردمي مي توانند كاركردهاي قابل قبولي داشته باشند و اثر گذارتر باشند. بنابراين اگر همه ي ما چه بخش دولتي چه بخش خصوصي- به ويژه فرهنگيان و فرهيختگان شهرستان - خود را در برابر رشد فرهنگي شهرستان مسئول و متعهد بدانيم و به آنچه باور داريم عمل كنيم؛ شهرستان لردگان،در اين زمينه رشدي سريع و چشم گيري خواهد داشت.هم چنين انتظار مي رود كه نهادهاي فرهنگي براي رسيدن به اين هدف،برنامه ي مدوّن داشته باشند و با حمايت همه جانبه بسترهاي لازم را براي ارتقاي فرهنگ عمومي جامعه فراهم نمايند و از آنجا كه زير بناي رشد و توسعه ي هر جامعه اي فرهنگ آن مي باشد توجّه به مسايل فرهنگي اولويت نخست كارهايشان باشد. 30. هرکلمه را با يک کلمه يا تركيب جواب دهيد، يک دوئل با گلوله هايي از واژگان: شاهنامه: هويّت ملي سياست: پوچ لردگان: ديار مهرورزان هنر: خلاقيّت و زيبايي 31.يک بيت ناب: اجازه بفرماييد به جاي يك بيت، دو بيت ناب از حافظ كه مي تواند در نعت پيامبر اكرم(ص) باشد؛ تقديم كنم: « ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد / دلِ رميده ي ما را انيس و مونس شد نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مسأله آموز صد مدرس شد.» . كلام آخر: 32 شهرستان لردگان داراي مردمي خونگرم، فرهنگ دوست و اصيل است.تاريخي كهن دارد كه سرشار از حماسه و رشادت است و آداب و رسوم،گويش و سنت هايش بكر و دلپسند.همان گونه كه در كتاب اوسانه هاي لردگان اشاره كردم گويش لري ما بسيار كهن و دست نخورده است و با زبان فارسي ميانه(پهلوي ساساني)خويشاوند بنابراين از نسل جوان انتظار مي رود كه به چنين گويشي ببالند و آن را پاس بدارند چرا كه فرهنگ،آداب و رسوم، سنت ها، لباس و گويش ما هويّت ملي و حافظه ي تاريخي ما مي باشند و نبايد از فرهنگ و گذشته ي تاريخي خود فاصله بگيرم و از خانواده ها انتظار مي رود با كودكان و نوباوگان خود با همين گويش سخن بگويند و آن ها را منع نكنند چرا كه اگر ما به اين شيوه پيش برويم نسل هاي آينده ي ما با اين گويشِ كهن مأنوس نخواهند بود و از هويّت خود فاصله خواهند گرفت گر چه ياد گرفتن زبان فارسي – چه محاوره اي و چه معيار – لازم است اما يادگيري زبان فارسي نبايد موجب حذف گويش لري- كه خود شاخه اي از همين زبان است- شود. در پايان از توجّه شما و همكارانتان به بنده و كتاب اوسانه هاي لردگان سپاس گزارم و از تمام عزيزاني كه در پديد آمدن اين اثر سهمي داشته اند تشكر مي كنم و اين پژوهش پيش كشي است به تمام هم تبارانم. سپاس از ياريتان. بدرود.
موضوع : رحيم فاضلي فارساني
رحيم فاضلي فارساني فرزند باباجان متولد 1334 زادگاهش فارسان استان چهارمحال و بختياري تحصيلات ابتدايي خود را در دبستان نو بنياد زادگاهش به اتمام رسانده در سال 1346 براي ادامه تحصيل به اصفهان رفته و در دبيرستان ادب اصفهان در رشته رياضي ديپلم گرفته در دانشسراي اصفهان ادامه تحصيل داده و پس از پايان دوره دانشسرا در مدرسه راهنمايي سميرم استان اصفهان مشغول به تدريس و اين زمان با اوج گيري حوادث انقلاب اسلامي همراه بوده در اين زمان به آموزش و پرورش زادگاهش منتقل شد و در آنجا به ادامه ي تدريس پرداخت در جريان انقلاب اسلامي نقش فعال داشت دو سال بعد از پيروزي انقلاب ايشان وصف حال خود را در شعري چنين مي گويد: ما را به تيغ تصفيه زين در براندند/ تا خود بجاي ما چه کسان را نشاندند پس از آموزش و پرورش براي امرار معاش به کارصنعت در و پنجره سازي مشغول شد و چند سالي هم اين کار را ادامه داد اماچون جواب گوي مخارج زندگيش نبود به ناچار در سال 1371 راهي کشور کويت شد و حدود سيزده سالي هم در کويت به کار مشغول بودو بعد از اين مدت به زادگاهش بازگشت در آنجا ماندگار شد. در اين مدت بعد از آموزش و پرورش هيچگاه مطالعه اش را ترک نکرد و از کتاب و کتاب خواني دور نماند بعلت علاقه مندي به گويش و فرهنگ زادگاهش (فرهنگ و گويش بختياري) اشعاري سروده و نيز سروده هايي به زبان فارسي .کتاب شعري نيز در دست چاپ دارد، اشعارش کلاسيک و بيشتر به مسائل اجتماعي مي پردازد .اکنون در فارسان روزگار مي گذراند.چنين مي سرايد: ماييم اوفتاده در اين گوشه از زمين بر ما چنين گذشت و چگونست بعد از اين تغيير در جهان به طريقي است اين چنين؟ يا غيب انداران به طرح نو آيند، باش و بين
موضوع : نجف قلي خان عالي پور
شرح حال نجف قلي اسيوند (كلانتر طايفه اسيوند از ايل هفت لنگ ) توران عالي پور(فرزند ايشان) نجف قلي فرزند مهدي¬قلي از طايفه اسيوند متولد 1256 ه.خ. و درگذشته به سال 1346ه.خ. است. در نوجواني (15 سالگي) پدرش را از دست مي¬دهد. هنگامي كه مهدي¬قلي عازم زيارت كربلا بود، از دنيا رفت و نجف قلي را با مسئوليت سنگين تنها گذاشت از يك طرف كلانتر طايفه خود بود و از طرف ديگر مسئوليت سرپرستي مادر و دو خواهر و يك برادر خود را داشت. نجف‌قلي دو زن بختياري داشت، زن اول هميشه همراه گله بود و زن دوم كه دختر شريف خان بود در قلعه زندگي مي¬كرد (فاصله بين ازدواج اول و دوم نجفقلي 10 سال بود). نجفقلي از زن اولش يك پسر به نام ميرزاقلي داشت كه جواني شجاع و مهربان بود. وي در سن 22 سالگي در اثر غرق شدن در رودخانه آب شورلالي از دنيا مي¬رود كه از او دو پسر، به نام نادر و فريدون باقي مي¬ماند. هم‌چنين نجف قلي از زن دومش يك پسر به نام حسين¬قلي داشت كه از حسين¬قلي چهارپسر به¬نام‌هاي: هرمز، سهراب، فرهاد و كيومرث به¬جا مي¬ماند ( 3 پسر بزرگش در جواني فوت كردند). نجف‌قلي قبل از سلطنت رضا شاه حاكم كرمان مي¬شود و كلانتري طايفه¬اش را به برادرش محمدجواد مي¬سپارد. بعد از به سلطنت رسيدن رضا شاه و تاسيس اداره داريي، نجف‌قلي را به¬دليل باسواد بودن، آشنايي به قوانين مالياتي و از طرفي هم بختياري¬ها زير بار ماليات نمي¬رفتند، به كارمندي اداره دارايي بر مي¬گزينند. نجف قلي در شروع كار، در اصفهان مشغول مي¬شود، سپس از اصفهان به مسجد سليمان و نهايتا به ايذه رفت و در اداره دارايي مامور ماليات بر درآمد بود. ماموريت وي در خوزستان 8 سال طول كشيد، سپس به دهكرد(شهرکرد فعلي) منتقل شد. نجف‌قلي از زماني كه كارمند اداره دارايي شد و دو زن سابقش فوت كرده بودند، با يك دختر اصفهاني ازدواج نمود كه حاصل اين ازدواج 5 دختر و 2 پسر (نسرين، مهين، پريدخت، توران، ملوك، داريوش و خسرو) بود. در دوران جواني نجف‌قلي، سردار اسعد بختياري دستور مي¬دهد كه كلانترهاي تمامي طايفه¬هاي ايل بختياري (هفت¬لنگ و چهارلنگ) به همراه جنگ¬جويان¬شان مسلح شده و براي نجات مشروطه خواهان به تهران اعزام شوند. بدين ترتيب جنگ مشروطه¬خواهان با مستبدين آغاز شد، نجف‌قلي هم با جنگ-جويانش در اين جنگ شركت كرده كه خوشبختانه مشروطه¬خواهان پيروز شدند. در اين نبرد نجف‌قلي از ناحيه‌ي پا مجروح مي¬شود و يكي از جوان‌ترين عموهايش به نام كاظم نيز در اين نبرد كشته مي¬شود. بسيار خوش‌حال و خوش‌وقتم که توانستم در راه اعتلاي فرهنگ کشورم و نيز زنده‌نگه‌داشتن نام و ياد مردان نام آور بختياري اين اثر را به علاقه‌مندان تقديم کنم. اميدوارم مورد قبول درگاه شما واقع گردد. توران عالي پور